نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

پرسید اولین باری که همدیگه رو دیدیم یادت میاد؟ گفتم نه دقیقا! گفت خب اولین بار تو کلاس آناتومی با هم آشنا شدیم ،واقعا یادت نیست؟! ...

ــ اوووووم!....

ــ ولی من خوب یادمه، وقتی اومدی تو کلاس بلند بلند به همه سلام کردی و گفتی چرا اینقدر این کلاس گرمه، بعد همه پنجره ها رو باز کردی، وقتی هم که نشستی شروع کردی به خوش و بش کردن و دست دادن با پسرها؛ تا قبل از اینکه تو بیای همه شون ساکت و معذب نشسته بودن و جُم نمیخوردن، اینقدر راحت بودی که انگار نه انگار اولین باره این کلاس و آدم هاش رو می بینی، من از همون برخورد اول ازت خوشم اومد! 

اینها رو که گفت تازه یاد اون روزها افتادم، مثل یه نوار تند توی ذهنم مرور شد : فضای کلاس، دکتر محراب، قیافه های بچه ها که الان چقدر با اون موقع هاشون فرق کرده!... :)) 

دوباره پرسید: تو اولین بار که منو دیدی چه حسی داشتی؟...گفتم واقعا بگم؟ گفت آره،دوست دارم بدونم ...گفتم یادمه تو اون موقع ها تازه رینوپلاستی کرده بودی و یه چسب هم زده بودی روی بینی ت و نشسته بودی ردیف آخر کلاس... 

ــآره! آفرین خوب یادته ها،خــب ؟؟... 

ــ خب هیچی دیگه! من وقتی دیدمت تو دلم گفتم این دختره رو ببین همین دانشگاه قبول شده اول دویده دماغشو عمل کرده! :))))

  • امیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی