نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند


1.دوران دانشجویی رفیقی داشتیم که دستپخت اش حرف نداشت. یک روز که آب خوابگاه هم قطع بود،رفیق مان ماکارونی درست کرد. بعد از اینکه همگی ناهار را خوردیم و کلی هم به به و چه چه کردیم، یکی مان که سواد آشپزی اش از بقیه بیشتر بود،پرسید: راستی فلانی آب که قطع بود،تو چطوری اینو پختی؟ رفیق مان هم خنده کنان جواب داد:از آب آفتابه استفاده کردم!...لازم به ذکر نیست که که آن روز کتک مفصلی نوش جان کرد.(لازم به ذکر هست؟!)



2-ایستاده بودم روبروی کله پزی و مردد بودم که بخرم یا نخرم!لحظاتی بعد پدر و دختری کنارم ایستادند و به دقیقه نکشید که دخترک زد زیر گریه. من و پدرش نفهمیدیم چه شد و من که از خرید کله منصرف شده بودم از پیاده رو دور شدم و رفتم سمت ماشین.بعد دوباره برگشتم و یک نگاه به مغازه و دخترک انداختم و درست همان موقع بود که متوجه تابلوی کله پزی شدم. اسم مغازه بود بره ناقلا و حتی عکسش را هم نصب کرده بودند! بره ناقلا اسمی ست که در ایران روی shaun the sheep گذاشته اند. راستش آدم باید خیلی روانی باشد که با دیدن بره ناقلا یاد کله پاچه بیفتد! :|




3- من دستپخت همسرم را به دستپخت بهترین آشپزان دنیا ،که مرد هستند، ترجیح می دهم. چاشنی عشق را فقط زن ها بلدند به غذا اضافه کنند. 

کلیک بفرمایید!...یه مرد از زندگیش دیگه چی میخواد! :) 

  • امیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی