نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

اون دو روزی که خونواده همسرم اومده بودن اینجا، ظهر جمعه بعد از ناهار پدرخانمم گفتن بردار اون تخته نرد رو بیار یه دست بازی کنیم. گفتم ما تخته نرد نداریم ،بلد هم نیستم. برادرخانمم هم گفت: الان رو نبین که پوکر شده ورزش اول مملکت تا همین پارسال پیارسال تخته نرد ورزش اول مملکت بود!!!...من هم گفتم اتفاقا پوکر هم بلد نیستم! پدر خانمم هم خندید و گفت پس به خوب کسی دختر دادم، تو خیلی مثبتی پسرم! البته نمی دونم مسخره ام کرد؟ ازم تعریف کرد؟ چی بود منظورش؟...آخه شما بزرگ ترین چالشی که در مقابل یک اصفهانی دارید تشخیص شوخی از جدی شه! : دی


پدر خانمم معتقد بود: آدم باس چند وقت یه بار بشینه آهنگ قدیمی گوش بده و بغض قورت بده و تخته نرد بازی کنه! تخته نرد با چوب گردو و صدای تق تق ِ تاس‌ها...می گفت مثلا تو بازی شطرنج سرنوشت هیچ کاره است ، خودت بازی رو اداره می کنی. ولی تو تخته نرد سرنوشت تاثیر داره. (همچین نگاه فیلسوفانه ای داشت !)




خلاصه امروز سر راهم خیلی اتفاقی یه مغازه دیدم پر از شطرنج و تخته نرد . رفتم تو و یه تخته نرد خریدم قد فرش شش متری !

 (شما چه میدونید من چقدر عقده خرید تخته نرد داشتم آخه؟ :))


عصری نشستیم و با هدیه بازی کردیم. همش اون برنده می شد. در عرض 5 دقیقه کل طرف خودشو که مهره هاش از اون خارج میشن پر می کرد بعد مهره منو می زد... یعنی اگه ادامه می دادیم تا صبح باید الکی تاس مینداختم!


دیگه دیدم خیلی بی انصافیه ؛ چون من هیچی بلد نیستم و خب اون هم که از ایام طفولیت این بازی رو بلد بوده!... اینه که جر زدم! و قرار شد تا وقتی من هم  یاد بگیرم، فعلا شبها با هم تاس بریزیم ، هر کی جفت 6 بیاره ظرف نمیشوره!!!

  • امیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی