نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند


آدم توی خونه‌ی خودش آزادی داره، در حد آزادی‌های شخصی و خونگی. لباسی که دوست داره رو می‌پوشه، موسیقی مورد علاقه‌اش رو گوش می‌کنه ،چه میدونم انتخاب کانال‌های تلویزیون توی خونه‌اش یه فرایند دموکراتیکی رو طی میکنه. فرضاً نمیگن الا و بلا باید بشینی بیست و سی نگاه کنی فحش هم ندی! سر موضوعات مختلف با اهالی خانواده بحث میکنه. بدون نگرانی از عواقبش و اینکه مواظب اطراف باشه که گوش نامحرمی نشنوه. خلاصه استانداردهای زندگی‌ش (از این لحاظها که گفته شد) در حدی‌ هست که مورد قبولشه. بعد همین آدم میره بیرون و مشکلات از همینجا شروع میشه، باید حواسش به لباسش باشه که یک وقت شامه‌ی مسئولین ارشاد اسلامی رو تحریک نکنه ، اگه دختر باشه که کلاهش پس معرکه است. بعد یکی شهید شده یا یکی میلاد با سعادت کرده و توی سلمونی، تاکسی و ... روضه‌ی فلان یا مولودی خوانی بهمان گذاشتن که صداش رسماً روی اعصابه و تو باید خفه شی! یا اگه حوصله داشته باشی دعوا راه بیندازی!! توی محل کار، فضا امنیتی‌ئه، احساس میکنی وسط مامورهای اداره‌ی اطلاعات داری کار میکنی و دائم باید حواست باشه که حرفهات امنیت ملی رو به خطر نیندازه!!... بعد میبینی هیچ چیز سرجاش نیست. مردم کشورت حقیر شدن، مناعت طبعشون رو از دست داد‌ن و مشغول پاره کردن همدیگن. خلاصه که توی خونه و توی اجتماع دو زندگی کاملاً متفاوت و در واقع متناقض، رو تجربه میکنی و این سردرگمت میکنه...به تدریج زندگیت میشه یک پارادوکس بزرگ که روحت رو آهسته آهسته در انزوا فرو میبره. این زندگی دوگانه‌ی ورونیکا نیست!! بلکه زندگی پارادوکسیکال خودته !

  • امیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی