نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

۲۳/۹/۹۲


هفته پیش ماجرایی در کلینیک داشتیم که با توجه به اتفاق دیروز، دیدم بد نیست اینجا بنویسم . مریض قبلی رفته بود و من منتظر ورود مریض بعدی بودم که در اتاقم باز شد و زن و شوهر جوانی وارد شدند. مرد بدون مقدمه موبایلی را که با آن صحبت می کرد داد دست من و گفت: با مادرم صحبت کنید! :-|

پرسیدم: من ایشون رو میشناسم؟ !

گفت: همکارتون هستند.

بعد از احوالپرسی، مادرش که پزشک بود گفت : پسرم و عروسم از سوئد آمده اند و یک ماهی ایران خواهند بود و اگر امکان دارد عروسش را بدون وقت قبلی ویزیت کنم. من هم قبول کردم و از آن خانم خواستم روی یونیت بنشیند تا دهانش را معاینه کنم و رادیوگرافی ها را بررسی کنم.

در حین معاینه شوهرش مرتب از اینکه در ایران چقدر همه چیز بد است و چقدر با سوئد فرق میکند و مردم ایران چقدر به بهداشت دهان اهمیت نمی دهند(!) صحبت میکرد و با پررویی میگفت شما فقط بگین کدوم دندون ها به چه درمانی نیاز دارن تا همسرم رو ببرم پیش متخصص! :-|

بعد از خروجش از اتاق منشی آمد و گفت: چون بدون اطلاع وارد شدن فراموش کردم ازشون ویزیت بگیرم، بگیرم یا نه؟

گفتم: بگیر

رفت و برگشت و گفت هر دو رفته اند!

بعد هم ادامه داد که آقاهه خیلی پررو بود و در سالن بلند بلند برای سایر مریض ها سخنرانی میکرد که اینجا هیچ نظم و ترتیبی ندارد و به یک تکه بیسکویت که از دست بچه ای به کف سالن افتاده بود اشاره میکرد و میگفت" اگر در سوئد این اتفاق افتاده بود کلینیک را تعطیل می کردند" :-|

(همین جا بگویم که کلینیک ما یکی از تمیزترین کلینیک های این شهر است و یک مستخدم اختصاصی دارد که از صبح تا شب فقط برای نظافت اینجا حقوق میگیرد و حداقل روزی 3 بار کل کلینیک را تمیز میکند و بدون اغراق همه جا را برق می اندازد.)


من از رفتاری که دیده بودم هم تعجب کردم و هم دلخورشدم. نمیدانم چرا بعضی از هموطنانم تصور می کنند چون اروپا از نظر فرهنگی از ایران برتر است بنابراین هر فرد ساکن اروپا از نظر فرهنگی از هر فرد ساکن ایران برتر است!!!


دیروز منشی آمد و گفت  که همان آقای سوئدنشین آمده و این بار میخواهد برای ویزیت پزشک نوبت بگیرد .

گفتم "اول ویزیت منو که نداده بود ازش بگیر"

بعد از چنددقیقه در باز شد و خود آن آقا به داخل اتاق آمد و با ناراحتی گفت"من گمان کردم که چون شما با مادرم دوست(!) هستید ویزیت نمی گیرید" !!!

گفتم که اولا من با مادر شما هیچ آشنایی ندارم و این اولین بار بود که صدای ایشان را میشنیدم.

ثانیا شما که متمدن هستید و در اروپا زندگی میکنید و ادعاهایتان گوش فلک را کر کرده است، باید بدانید که ترک مطب بدون پرداختن ویزیت خلاف قانون است!

ثالثا شما که فرموده بودید مادر خودتان پزشک هستند، پس اینجا چه میکنید؟


مردک با اکراه ویزیت را پرداخت کرد و بدون اینکه منتظر نوبت پزشک بنشیند ، دمبش را گذاشت روی کولش و رفت!

  • امیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی