نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند


کم کم فصول مزخرف سرما داره شروع میشه! اصلا خدا نگذره از اونی که زمستونو اختراع کرد! بابامون دراومد از این سرما... بی صاحاب هر چی هم میپوشی فایده ای نداره! :|


من از سرما فراری ام، خانومم از گرما فراری ...یعنی تفاهم موج میزنه تو زندگی مون! :)) دیروز هم از صبح اصرار میکرد بریم برف بازی! هرچی میگفتم "بابا روز برفی فقط جون میده بگیری بغل شومینه زیر لحاف بخوابی بیرونو نگاه کنی چای داغ بخوری ...به خرجش نرفت که نرفت.

تو ضل سرما پاشدیم رفتیم پارک! شبیه آدم برفی شدم بس که برف نشست رو لباسام و سر و صورتم! 

من کلا از برف بازی خاطره خوبی ندارم. یا اول کار یه گوله میخوره تو چشمم یا که مثل سه چار سال پیش دستم میشکنه! ایندفعه هم که همسرخانوم لطف کرد و یه گوله برفی از پشت گردنم انداخت تو پالتوم! :|

الان حس میکنم یه جور نامحسوسی سرما خوردم! :دی


یه صحنه جالبی که دیروز دیدم کندن درختای کاج کنار خیابون بود. اولش نفهمیدم چرا این کارو میکنن بعد یادم افتاد که کریسمس نزدیکه و ملت غیور ایران هم که به شدت به سنت ها پایبند اند! :دی 

بچه که بودیم یه همسایه ارمنی داشتیم کریسمس که میشد پسرهاش کادوهاشون رو میاوردن به من و برادرم نشون میدادن. ما هم همش فکر می کردیم این پاپانوئل چقدر بدجنسه! پس چرا برای ما کادو نمیاره( والله جورابامون بو نمی‌داد!) میگفتیم این از کجا میفهمه که کی‌ مسیحیه و کی مسلمون وکی یهودی و کی‌ بی‌دین که بهش کادو بده یا نده؟ چرا بین مردم فرق میذاره؟... عجب روزگاری داشتیما ،یادش بخیر :)





پ.ن:راستی کسی میدونه مظنه ی خونه رو خط استوا چنده؟ :دی


  • امیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی