نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

۱۹/۱۱/۹۲

امروز سالگرد ازدواجمان بود، از صبح با "sms های بی نمک" یا به قول هدیه "با امواج عاشقانه" سر همدیگر را بردیم!

sms داده بود : سالگرد غرورآمیز تهاجمت به زندگی من که بزرگترین شانس زندگی ات بوده را تبریک میگویم!

من هم در جوابش  sms دادم: میدانم با داشتن من دیگر خواسته ای در زندگی نداری، خوش به سعادتت عزیزم! :دی





صبح جایی کار داشتم.  تا این ها را بخرم و بروم دنبالش ظهر شده بود. توی پارکینگ منتظرم بود. موهایش را رنگ کرده بود و پالتوی جدید آبی اش را پوشیده بود. آنقدر جذاب شده بود که نزدیک بود جوگیر شوم و یکبار دیگر ازش خواستگاری کنم (:  نشستیم توی ماشین و رفتیم ناهار خوردیم. بعد از ناهار کادو اش را دادم و کادو ام را گرفتم...در این چندسال هیچ وقت نتوانستیم همدیگر را سورپرایز کنیم، همیشه لو دادیم!


مثلا از آنجایی که هدیه به فرهنگ و ادبیات و هنر دلبستگی زیادی دارد، من هربار حدس میزنم که کادو ام باید کتاب و دی‌ وی دی باشد، آن هم خیلی رومانتیک!...امروز کتاب "رستاخیز تولستوی" را در کاغذ کادوی قرمز رنگ پیچیده بود . لابد میدانید که در عشق و عاشقی این رنگ قرمز چه جایگاهی دارد؟! تازه به این هم اکتفا نکرده بود و کتاب را زیر جعبه شکلات گذاشته بود تا بیشتر خوشحالم کند. من هم که ظرفیت این‌همه "رومانس" را ندارم، شکلات ها را برداشتم و خوردم و کتاب را اصلاً ندیدم، تا اینکه خودش توجه بنده را به این مهم جلب نمود! (:

باید بگویم این کتاب بدون شک تاثیرگذار ترین کتاب در زندگی من می باشد...امروز عصر که در حال جمع و جور کردن وسایلم بودم از بالای کتابخانه افتاد پایین و خورد تو ملاجم! باور بفرمایید هنوز هم اثرش باقی مانده است . نشان به آن نشان که سرم بدجور درد میکند!

  • امیر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی