نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

 

1) صبح شنبه ی خود را چگونه آغاز کردید؟ ما اینگونه آغاز کردیم! حالا صبح زود بیدار شدن به کنار!... این "عیدتون مبارک" شنیدن های تا آخر هفته رو چطوری تحمل کنیم؟!

 

2) صبح یارو با ماشین پونصد میلیونی سر تقاطع واستاده بود و با موبایلش حرف میزد، خیابونو کرده بود یه لاین... خیلی ریلکس شیشه عینکشو پاک کرد، دستمال کاغذیو انداخت تو خیابون! میخواستم بگیرم سرشو انقدر بکوبم به فرمون ماشینش که خون بپاچه رو داشبورد! حیف عجله داشتم و با خشونت هم مخالفم!

 

3) یه رزیدنت سال بالایی داریم یزدی ئه. هردفعه که از یزد برمیگرده، انقدر سوغاتی پشمک و باقلوا میاره که الان کل گروه، دیابت حاد گرفتیم. شانس آوردیم امسال فارغ التحصیل میشه و میره از اینجا، وگرنه تلف میشدیم!

 

4) حالا که من افتادم رو دور نوشتن، و شما هم افتادید رو دور کامنت نذاشتن! تصمیم گرفتم اسپانسر قبول کنم و از این به بعد پست های تبلیغاتی بنویسم که حداقل از آمار بالای بازدیدکننده ها درآمدزایی داشته باشم! آره خلاصه... امروز که از کلینیک برگشتم با مایع دستشویی سیب "صحت" دست هام رو شستم، پوست دستم خیلی لطیف شده...!!

 

نظرات (۲۹)

  • سارا(خلوت انس)
  • وای این تبریک عید رو وااااااقعا باهاتون موافقم! کلی درگیرش بودم این چند وقت!

    یه مشتری داریم تو مغازه پسر دکتر ش ع ل ه سعدی هستش. هر روز رد بول می خره و هر روز بدون استثنا بطریش رو می ندازه توی جوب کنار سوپری :/
    پاسخ:

    متاسفانه شعور و فرهنگ بعضی ها با سطح مالی شون رابطه ی عکس داره!

    ما معمولی ها برای اینکه سر کار خوابمون نگیره رد بول میخوریم، تازه تبلیغاتش هم الکی ئه! من که هیچ اثری از درآوردن بال در خودم مشاهده نکردم! :دی

    سلام !
    1) من که نتونستم تشخیص بدم اون عکس نمادین بود یا واقعی ولی خیلی طبیعیه !

    2) :| خونش حلال نیس یعنی ؟!

    موفق باشید

    پاسخ:

    شکار لحظه بود!

    اصلا باید نسل شون رو منقرض کرد!

    اخی نازی چقدر ناز خوابیدن اون دوتا :* :* 
    به چشم همکار ! نه ببخشید منظورم برادری بود :))))

    میزدی بپاچه تو خیابون اصن مرفه بی ادبو !

    حیف که لهجه یزدی رو اعصابمه وگرنه . . . :-D

    خودم اسپانسرت میشم تبلیغ مایع دستشویی صحت ;-)
    پاسخ:

    وگرنه یزدی ها هم تنومند اند ، یا چی؟!!...

    اصفهانی ها هم اسپانسر میشن مگه؟! :))))

    سلام فرهیخته ی گرامی :))
    استرس گرفتم شما رفتید دانشگاه که! من چرا نمیرم پس؟! نکنه بچه ها برن من حذف بشم؟!

    انقدر دلم دو سه روزه ازین پشمک های چوبی!! بزرگگگ میخواد. دوستتون خوب هستـــــــن؟! :))

    :))))) صحت که بهتون پول نمیده! بیاید از من، فرهیخته ی دیگر بلاگ ، تبلیغ کنید اقلکم ثواب که دارههههه...
    پاسخ:

    ما جامعه ی پزشکی کلا بدبختیم! تازه فردا هم باید برم درمانگاه. البته بهشون گفتم برام مریض نذارن، ولی همینجوری میخوام برم که آینه ی دق باشم اونجا، از حس تعطیلات بیان بیرون! :دی

    وبلاگ شما که به تبلیغ احتیاج نداره فرهیخته ی گرامی :)

    صبح شنبه رو زیادی پرانرژی آغاز نکردین؟! :))
    به دوستتون بگید زین پس سوغاتی ها رو اینطرفی بفرسته. من برای رهایی از دیابت شما و همکاهای محترم میگماااااااا :))))
    شما که پست های تبلیغاتی شروع کردی، حداقل از یک محصول پرطرفدار تر اسپانسر قبول کن. یه مارک شکلاتی، عطری، چیزی! والا :)))))

    پاسخ:

    قابل شما رو نداره! میخواید اصلا خودشم با سوغاتی هاش بفرستیم اون طرف؟! :)))

    مایع دستشویی خیلی هم محصول پرطرفداری ئه! تازه اهمیتش هم از عطر و شکلات بیشتره! :دی

    سلام..سوغاتی که خوبه!!!!!!
    پاسخ:
    سلام :)
    ما که خیلی پرانرژی بودیم!! [سوت سوت] :)) ولی خداییش عکس خیلی خوبی شده! :دی

    +خوش به حالتون! ما یه همکلاسی یزدی داریم روی هرچی اصفهانیه سفید کرده!!! :))))))))) (به هدیه جون این کامنتو نشون ندیدنا !!! )
    پاسخ:

    اتفاقا اکثر یزدی ها خسیس اند، این دوست ما استثناست. این چیزهایی هم که درباره ی اصفهانی ها میگن و خودشون تکذیب میکنند، من همشو تصدیق میکنم! :))))

    ما روز خود رو با گفتن 12547855 سال نو مبارک (‌حتی دو مرتبه به یه نفر )‌ شروع کردیم . البته اون عدده یه ذره اغراق داشت .

    خواب الود نبودم ولی هیچی از کارهای عملی یادم نبود :/ . فک کنم تو مسافرت سرم به جایی خرده بود !

    یه بار هم یه خانمه داشت هی دونه دونه دستمال کاغذی ور می داشت ماشین نه چندان گرونش رو با یه ژست بنز سوارانه پاک می کرد ؛ خیلی شیک دستمال دستمال رو می برد پرت می کرد تو جوب اب :/ . منم همین طوری فقط نگاش می کردم . اومدم برم یه چیزی بهش بگم که کارم تموم شد از اون منطقه فرار کردم !

    به جبران این همه خواننده خاموش بودن یه کامنت پر باز گذاشتم خیر سرم!:دی.
    پاسخ:
    ممنون که روشن شدی :)
    اگه لهجه نداره و تنومنده من مشکلی ندارم :P

    دخترم دخترای قدیم یو ها ها ها :))
    پاسخ:
    همه ی شرایط مد نظرت رو داره... ولی قصد ازدواج نداره! :))))
    اقای دکتر سرصبح خشن هستیداااااا !!!! :\ 
    ی لحظه گرخیدم
    یادم باشه سر صبح شنبه زیاد ب پر پای دکترا نپیچم.
    پاسخ:

    خشن نیستم!... بی اعصابم :)))

    من که تمام وقت سرکلاس خواب بودم وسط کلاس یه اسمس اومد مجبور شدم بیدار شم جواب بدم که مستر نگران نشه :دی
    بنده معتقدم مرگ اینجور آدمها واجبه به هر نحوی که شده بزن بکش دکتر دیه رو هم همین اسپانسرها جمع می کنن
    ملت هنوز درگیر تعطیلاتن دکتر اثرتعطیلات تو خونوشون هنوز باقی مونده چند روز بگذره کامنت هم می ذارن
    از10فروزدین که از سفر برگشتم امرو وقت کردم بیام وب گردی
    پاسخ:

    اینجور که قیمت دیه رو بردند بالا، دیگه عزراییل هم دست و دلش به کار نمیره!

    من تا حالا یه آدمی رو که 500 میلیون پول داره از نزدیک ندیدم :|
    پاسخ:

    من هم تا حالا پونصد میلیون تومن پولو از نزدیک ندیدم!

    :)))))))))))))))))))))))))))))))))))
    وای منم هیچ حوصله ی تبریک ها رو ندارم:(
    پاسخ:

    عیدت مبارک!

    منم یه دوست یزدی دارم که گاهی وقتا از این کارا میکرد ، قطاب های یزد معرکه ن ! واقعا خوش به حالتون :))))))))
    پاسخ:

    قطاب یزد که جزو مواد روانگردانه! لامصب با چایی میشه قرص اکس! :)))

    پستهاتون عالیه از خوندنشون لذت میبرم
    پاسخ:

    لطف داری

    حالا فک کنین دوستان محترم به تبریک خشک وخالیم قانع نیستن,روصورتم بیوفیلم تشکیل شد بس روبوسی کردم:(
    پاسخ:
    سیر و پیاز بخور که خودشون از روبوسی انصراف بدن! :))))

    آخ آخ آخ . امان از صبح شنبه . امان از صبح شنبه ی بعد از تعطیلات.  بچه های ما هم شنبه در حال چرت زدن بودن . 
    ما هم یه همکلاسیه یزدی داریم گاهی واسمون خوراکی های خوشمزه میاره . 
    سلام منو به اون دوست یزدیت برسون داداش :دی  به چشم برادری پسر خوبی به نظر میاد  خخخخ
    پاسخ:

    خداییش پسر خوبیه. اگه یه تنوعی به سوغاتی هاش بده بهتر هم میشه! :)

    قصد دوستی طبیعی چطور ،؟؟
    استخفرولا :)))
    پاسخ:

    برو بچه! :)))) دانشجوی سال سومی رو چه به این حرف ها!:))))

    یعنى ى عکس خدا بود:-))))) از ته دل یه نفس عمیق کشیدم کلاسام تموم شدن الان خان داداش شما فکر کنم از بقیه بیدارتر بودین ها:دى
    پاسخ:

    شما هم اگه هرروز صبح مجبور میشدی بصورت سینه خیز ، زنگ ساعت و تبلت و موبایل و چایساز رو خفه کنی، به همین درجه از هوشیاری میرسیدی! :)))

    :-/
    یعنى ازون حرفا بودها
    من به جز جمعه از هفت و نیم صب تا دو ونیم عصر اداره تشریف دارم قبلشم ساعت شش صب بیدار مى شم پیش قاضى و ملق بازى:-)))
    پاسخ:

    پیش جرم شناس و ملق بازی! :)

    سلام آقای دکتر
    طبع طنزتون قویه ها:)
    پاسخ:

    ممنونم! البته اگه منو خارج از فضای مجازی و علی الخصوص تو محیط کارم ببینی نظرت عوض میشه :))

    ضمن اینکه معتقدم داشتن "فهم طنز" مهم تر از داشتن طبع طنزه.

    اقای دکتر  میشه زود ب زود پست بزارید,من همه ی قبلیارو هم خوندم,پستای هدیه بانو خاتونم خوندم,یعنی زنگ تفریح وسط درسم بدو بدو میومدم میخوندم,خیییییلی جالبن,حس زندگی دارن.من از شدت خنده ی جاهایی اشک ریختم,یا پستای هدیه بانو خاتون ک پر از احساس بوده و واقعا احساسات ی زنو نشون میده.تقاضامندیم زود ب زودتر خاطراته شیرینتونو بنویسید.
    راستش منم ذوق زدم,تصمیم دارم ی همچین کاری بکنم.فک میکنم حس خوبی داشته باشه
    پاسخ:

    ممنونم:) کنکوری هستی؟ اگه آره که بهتره درستو بخونی، از پست های ما که قرار نیست توی کنکور سوال بیاد! :)

    واییییییییییییی مردم از خنده به اون عکسسسسسسس =)))))))
    یادش بخیر یه عکس اینجوری داشتم منم =)))


    پاسخ:

    share کن ببینیم :))

    ای ول اول هفته:)))
    اون فردی ک تو عکسه دعواتون نکرد عکسشونو گرفتید؟؟:)))))

    اقای دنتیست یعنی تو دنیای واقعی خشن هستید؟؟؟؟:O


    پاسخ:

    چون خشن ام هیچکس جرئت نداره دعوام کنه! :))))

    مایع دست شویی سیب صحت دی:خیلیم خوبه
    آقا نزن فرمونش خش میفته اونوقت باید جریمه بدی بهش دی:

    پاسخ:

    احتمالا جریمه ماشینش از دیه اش بیشتر میشه! :)))

    باشه میزارم :))
    سلام.من اولا یه عذر خواهی به شما بدهکارم بابت اینکه تا حالا خاطره و دست نوشته های بامزه ی شما و همسرتون رو مو به مو مو میخوندم ولی خواننده ی خاموش بودم.حال از کرده ی خویش پشیمانم.ولی از این به بعد  قول میدم براتون نظر بزارم.
    من عاشق دست نوشته های شما و خصوصا همسرتون هدیه خانم یا میرزاده خاتون شدم.خیلی بامزه مینویسید.آدم دلش نمیاد نخونه.:)
    و اینکه شما هم جز لینکای ما شدین...
    موفق باشید.
    پاسخ:

    شما لطف داری، پاراگراف آخر بیشتر جنبه ی طنز داشت، وگرنه من از هیچکس بابت کامنت نذاشتن طلبکار نیستم :)

    حالا گفتم زنگ تفریح,نه ب اون شدت!!! :))))
    با اجازتون تو مقطع ارشدم:)
    مدیریت اجرایی,منظورم این بود ک اینقد حس زندگی داره برام نوشته هاتون ک هر وقت بیکار میشم,بهشون سر میزنم,حس زندگی همراه با لحن طنز شما ,خیلی جالب شده
    پاسخ:

    ممنون از شما، موفق باشی :)

    ولی اصلا ب نوشته هاتون نمی خوره خشن باشین:o


    --->آقا/خانمِ"عجیجم" راست میگن:D بنده هم کنکوری هستم وبلاگ شما و و هدیه جونو میخونم کلی روحیه می گیرم

    پاسخ:

    منظورم این بود که جدی ام :)

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی