نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

چی فکر میکردیم و چی شد. چقدر زود به روغن سوزی افتادیم! یه زمانی یواشکی کتاب های پدرو میذاشتیم زمین و تند تند رمان میخوندیم و با دیوان شمس و حافظ فال میگرفتیم و زندگی میکردیم... پامون رو که میذاشتیم خونه ی دوست و آشنا، اول میرفتیم سراغ کتابخونه اش و قبل از اینکه با خودش گپ بزنیم، به کتابهاش سر میزدیم و اگه کتابی بود که تا به حال ندیده و نخونده بودیم همونجا ازش امانت میگرفتیم ... این ها مربوط به زمانی میشه که "وسواس انتخاب کتاب" به نظرم عجیب ترین وسواس دنیا بود و چقدر زیاد بودند کتاب های خوب و نویسنده های خوبتر! کتاب هایی که از ناخودآگاه نویسنده ها منشاء گرفته بودند و وارد ناخودآگاه ما میشدند و تاثیرات ابدی به جا میذاشتند.

دقیقا نمیدونم از کی؟! شاید از زمانی که نویسنده های خوب مرحوم شدند و کتاب های خوب ممنوع!... لابد از اون زمان بود که میرفتم وسط کتابفروشی می ایستادم و منگ و سرگردون قفسه ها رو نگاه میکردم، بیشتر از ده بار کتاب ها رو میکشیدم بیرون و میذاشتم سرجاش و این قدر این حرکت تکرار میشد تا عاقبت خود کتابفروش میگفت "کمکی از دست من بر میاد"؟ !  مدام دست و پا میزدم تا شاید دوباره لذت خوندن چند ورق یا شنیدن چند جمله ی زیبا رو تجربه کنم،اما شدنی نبود. کتابی رو برمیداشتم و نصفه رهاش میکردم و به خودم میگفتم نه! باید خوندش...کتاب خوندن ام فقط جنبه ی تهذیب نفس پیدا کرده بود و بس! انگار بدون اینکه خودم متوجه بشم به "وسواس انتخاب کتاب" دچار شده بودم، یا شاید هم به پدیده ی "رژیم کتابخوانی"!

اما حالا نه مثل دوره ای که رژیم کتابخوانی داشتم و نه مثل دوره ای که بیشتر از ظرفیتم کالری کتاب مصرف میکردم(!)... حالا معتقدم میشه بین نویسنده های گمنام تر و جوان تر هم کتاب های خوبی پیدا کرد که ارزش خوندن داشته باشند. البته به شرطی که کتاب های نیمه رها شده ی قبلی رو تموم کرده باشید!

 

پ.ن:این هم شاهدی بر ادعای بنده که نشون میده از عنفوان کودکی علاقه ی زیادی به مطالعه داشتم! :))) امیدوارم به زودی دوباره این علاقه رو بدست بیارم.

 

  • امیر

تفکرات شهودی

نظرات (۱۸)

سلام جناب دکتر
راستش لومدم عذر خپاهی کنم
دوتا کامنت دادم که میدونم دلخور شدی ازم
میشه حلال کنی؟
پاسخ:
سلام
میخوای بری مکه؟ !!
من همون لحظه ای که کامنتو جواب میدم ناراحتیم برطرف میشه، برو خیالت تخت!
اینا اثرات کهولت سنه خان دایی ما احترام موی سفیدتو داریم :دی ! 
منم که فقط میخرم ! خوندنش با خدا :)
پاسخ:
موهای من از دست زنداییت سفید شده، وگرنه سنی ندارم که! خخخخ

وااااااای عزیز دلم اون گوگولی رو نگا خودش اصن اندازه کتابه !:))
پاسخ:
این چه طرز صحبت کردن با head فامیله؟!  :دی
:)) یکی بره این بچه رو بگیره الان کتابا رو میخوره!! :))
پاسخ:
من با خوردن همین کتاب ها بزرگ شدم! :))
:)) منم توی کتابخونه دانشگاه بهشتی بزرگ شدم:))) 
عکست خیلی بامزه بود:)

پاسخ:

:)

jeddi migam hamash vase khatere afzayeshe sen o daghdaghe haye jadide
man15 sale boodam faslname adabiat o honar mihondam doostaye40cheraghim ro bache nane midoonestam
alan ye khat roozname b zor mikhonam
asan hessesh nist:-(
پاسخ:

اگه من افزایش سن رو بهانه کنم،باز یه حرفی!... تو که فقط هفده سالته آبجی خانم! (تست بیولوژیکی رو یادت رفته؟:))))

عه چقد کتااااااااب...
همشون واسه پدرتون بود؟؟؟
استاد دانشگاهن ایشون آیا؟؟؟

ما هم یه کتابخونه داریم از کتابای پدرم که خیلی زیادن و جذاب:)
و هنوز وقت نشده همشونو کشف کنم!!!


+خیلی خوبه ک آدم بعد کنکور وقت داشته باشه و کتاب بخونه:(((

پاسخ:

بلی! زبان شناسی تدریس میکنند.

اگه برنامه ریزی داشته باشی تا چندسال اول دانشگاه که درس ها سبک تره، میتونی کتاب های غیر درسی هم بخونی.

خوشبختانه و به لطف پدرمادرم منم یکی ازهموناییی هستم که با قورت دادن کتاب بزرگ شدم
نوشتن دومرحله داره که مرحله دوم مهمترازاولیه
اول اینکه چیزی نوشته بشه که ارزش خوندن داشته باشه
و دوم کسی پیدا بشه که ارزش نوشته رو بدونه
معتقدم پیداکردن کسایی که برای نوشته هات ارزش قائل باشن وواقعا کتاب و بخونن سخت تر از اینه که تصمیم بگیری چی بنویسی
با تمام احترام به کتابفروش و کتاب دارهای عزیز از جمله کمکی از دستم برمیاد خوشم نمیاد معلومه که برنمیاد شخصیت کتابخوانی هرکس متفاوته
از کتابخونتون معلومه یا پدر یا مادر استاد دانشگاه و یا پژوهشگر باشن
پاسخ:

ارتباط برقرار کردن با هر اثری باید دوطرفه باشه. ولی آثار معروف دنیا معمولا همون هایی هستند که تونستند با مخاطب های زیادی ارتباط برقرار کنند و هرکس بسته به ظرفیت خودش از خوندنشون لذت برده.

من هم از شنیدن این جمله خوشم نمیاد، چون معمولا کتاب هایی که بعدش معرفی میشه یا آثار دانیل استیل هستند یا فهیمه رحیمی ! :))

مماخ نی نیه روووو :دی

اتفاقا من چند وقت پیش داشتم فک میکردم چقد خوب بود آدم تنهاییشو با یه کتاب پر میکرد یا همه دور هم جمع شدنی یه بحثی راجه کتاب بود اما الان همه فکر نت هستن! (خلی دور نیستا من یادمه:دی )
پاسخ:
ای بوک ها هیچوقت نمیتونند جای کتاب ها رو بگیرند.
damett garmmmmmmmm
are yadame:-)))
khandadash shoma24 salw boodi :-d
پاسخ:

آره ولی رفتم اینجا یه تست برای سنجش سن ذهنی دادم شدم سی و چهار ساله! امیدوارم از این یکی دیگه سربلند بیرون بیای الناز جان! :)))

اتفاقا جاتون خالی من امروز نمایشگا کتاب بودم و دقیقا همین وسواس انتخاب کتاب گرفته بودم البته دلیلش بودجه ی محدودی بود ک مامان بم داده بود:)) واقعا وسواس گرفته بودم انقد کتابا رو زیرو رو کردم ی عالمه هم همونجا میخوندم خوشم میومدا ولی باز نمیخریدم :))))  دیگه اخرش خوده غرفه دارا کمک کردن من چند تا کتاب برداشتم ... 3 تا رمان خوب خریدم ..دو تا کتاب مارک و پلوی منصور ضابطیان ک سفر نامه اس و خییییییییییلی جذابه رو گرفتم .. با ی کتاب ب اسم جنس ضعیف ک گزارشی از وضعیت زنان جهان از اوریانا فالاچیه فک کنم هدیه جون این اخریو رو خیلی دوس داشته باشه :)) چون در زمینه ی حقوق زنان فعاله :)
پاسخ:

من چندسالی میشه نمایشگاه نرفتم. یه نمایشگاه بذارند بگن بیاید کتاب بخونید اینقدر شلوغ نمیشه که ملت میرن اونجا کتاب بخرند!

در خصوص حقوق زنان هم همیشه به هدیه گفتم به شما هم میگم. بدست آوردن حق با افراطی گری حاصل نمیشه. مشکل فمنیست ها هم اینه که دنبال گرفتن حقوق زن ها نیستند، بلکه دنبال از بین بردن حقوق مردها هستند!

منم همین رو میگم، هنوز هم میشه کتاب خوب پیدا کرد و خوند... هنوز هم کتاب هایی هستن که باز میکنی تا تموم نشده نمیبندیشون ... امید که دوباره اونقدر کتاب خوب زیاد بشه که عطش کتابخونیتون بیشتر از قبل برگرده :)

پاسخ:

متاسفانه هنوز هم نمیتونم با نویسنده های ناآشنا ارتباط برقرار کنم. شاید اگه چندتا اثر درست و حسابی ببینم نظرم عوض بشه.

  • خانم هموستات
  • یه دوره ای انقد کتاب خوب گیرت نمیاد که دیگه کلافه میشی و از کتاب دور
    پاسخ:

    پس شما هم رژیمی!

    آخی برادر کوچولو..چه عکس تاثیر گذاری بود:))
    پاسخ:

    اصلا من فقط برای ارتقای فرهنگ کتابخوانی مملکت این عکسو گرفتم!

    خان داداش طبق لینکى که گذاشتم سن من ٤٠ سال شد:-/
    من دارم مى رم تو افق محو بشم
    الان واقعا واسه خودم متاسف شدم:-/ مى گم خدایا چرا همه ى دوستام از خودم بزرگترن؟
    جدید ترین دوست صمئمى م که هر روز حال همو مى پرسیم و باهم باشگاه مس ریم و استاد دانشگاه مازندرانه٥٨ سالشه واقعا چرا :-(
    پاسخ:
    من در این لحظه واقعا غیر از گذاشتن straight face حرفی برای گفتن ندارم! :|
    امیدوارم به دست بیارید اون علاقه رو ‏!‏
    چون واقعن لذتی که تو کتاب خوندن هست، تو خوردن آیس پک شکلاتی با صمیمی ترین رفیقت تو تابسون نیست!!‏ تا این حد یعنی :‏)‏
    پاسخ:
    نه دیگه در اون حد! :)
    اشتباه نکنید!‏ کتاب خوندن لذت بخش تر میکنه با رفیق بودنو!‏ پس لذت کتاب خوندن بالاتره!‏ منظور این بود ...‏!‏
    به نظر من البته ...‏!‏
    کلن به نظرم کتاب خوندن بهترین کار تو این دنیاست!!‏

    ‏+ الان متوجه شدم کامنتدونیتون خیلی مجهزه!‏ :دی، فقد کار کردن باش سخته یه کم!!‏
    پاسخ:

    بستگی به نوع کتاب و نوع رفیقش داره. توی دنیا همه چیز نسبی ئه.

    تقریبا شبیه فرمت ایمیله، خیلی هم سخت نیست :)

    ینی اگه در بیان ثبت نام نکنیم نمیشه آزادانه نظر بدیم ؟

    تست میشه 1-2- 3 :دی
    پاسخ:

    کجای این مملکت میشه آزادانه نظر داد که اینجا دومیش باشه؟! :)

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی