نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

1)چندشب پیش اولین بازی ایتالیا بود. از روز قبلش کرکری هامو برای رفقا خونده بودم.جاتون خالی مثل سگ آقای پتیبل هم از باخت ایتالیا وحشت داشتم! هدیه هم که سالی به دوازده ماه فوتبال نگاه نمیکنه، شده بود طرفدار دوآتیشه ی انگلیس تا روی اعصاب من جت اسکی بره! وقتی انگلیس گل دوم رو خورد میتونستم قیافه های دمغ دوستان رو تصور کنم :))) تساوی تیم ملی هم خیلی حال داد. به بردن آرژانتین که امیدی نیست ولی امیدوارم بوسنی رو ببریم.


2) دست یکی از بیمارهام یه تعداد کارت فوتبالی دیدم. از همون ها که ما هم زمان بچگی جمع میکردیم و اون زمان وسیله ای بود جهت کسب اعتبار جلوی بچه های همسن و سال! هر پسر بچه ای برای خودش یه کلکسیون از این ها داشت و هر چی مجموعه ات کاملتر و منحصر به فردتر بود، توانایی پز دادنت هم بالاتر میرفت. فکر نمیکردم هنوز هم از این کارت ها وجود داشته باشه. با دیدنشون احساسات نوستالژیکم برانگیخته شد!

 

3) هفته ی پیش رفته بودم تره بار، سفارش کرد از اون فلفل سبزها هم بخر من خیلی دوست دارم. حالا از وقتی که اینا رو خریدم هرروز همراه غذا میاره سر میز. ولی قبل از اینکه خودش بخوره به من میگه یه ذره از تهش بخورم که تند نباشه! :/ ... امیر هستم، از دهان تا منتها الیه ام در حال سوختن!


  • امیر

چندگانه نوشت