نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

چندروز قبل از تعطیلات، برادرم زنگ زده بود برای هماهنگی سفر شمال... بهش گفتم آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه! من همون عیدفطر دوسال پیش که 20ساعت تو ترافیک جاده چالوس موندم برای هفت پشتم بسه.

نشون به اون نشون که حتی پدر و مادرم که دوشنبه رفته بودند 17ساعت طول کشیده بود تا از تهران برسند نمک آبرود... جاده به حدی شلوغ بوده که انگار داعش به شهرها حمله کرده و ملت دارند فرار میکنند! :دی

ما هم بجای شمال، به دعوت یکی از دوستان رفتیم همدان. چهارشنبه اونجا موندیم و صبح پنجشنبه برگشتیم.

ولی خداییش اونهایی که تو این سه چهار روز تعطیلی، صبر پیشه کردند و پا روی هوا و هوسشون گذاشتند و موندند خونه، دمشون گرم! این ها مصداق بارز "عند ربهم یرزقون" هستند :))


چندتا عکس هم گذاشتم صفحه ی بعد!


سه شنبه بعد از ظهر راه افتادیم. خوشبختانه اتوبان تهران ساوه خلوت بود ولی یه جا مسیرو اشتباه رفتم و همین باعث شد دیرتر برسیم... سه راه سلفچگان بجای همدان، طبق عادت پیچیدم سمت اصفهان! مجبور شدم از عوارضی دوباره دور بزنم.

 


 

 همدان شهر آرامگاه هاست. باباطاهر، بوعلی، عارف قزوینی و...

فقط جای تاسف داره که این آرامگاه ها تبدیل به "میدون" شده و ماشین ها کنارش رفت و آمد میکنند.


 

 

اینجا، مقبره ی حکیم بوعلی سینا... یه کل کل ای هم بین من و رضا افتاده بود. اون میگفت فیلسوف بوعلی سینا! من میگفتم حکیم بوعلی سینا :))



 

 مقبره ی باباطاهر



جا داره اینجا با حفظ احترام به غزلیات شمس بگم که عاشق رباعیات باباطاهر شدم.

"عزیزا، کاسه ی چشمُم سَرایت

میون هردو چشمُم خاک پایت

از آن ترسُم که غافل پا نهی باز

نشیند خار ِ مژگونُم به پایت... "


 

این هم میدون شیرسنگی که بدست اسکندر مقدونی ساخته شده. البته شیر که نبود،شبیه راموس مندیبل بود! :)))



قدیم ها مردم فکر میکردند این مجسمه یه طلسمه برای حفاظت از شهر...




عصر هم رفتیم گنجنامه و مجتمع توریستی عباس آباد که بخاطر طبیعت بکر و کتیبه ها و آبشارش معروف شده.




ترجمه ی کتیبه های گنجنامه هم خیلی جالب بود :

"خدای بزرگ است اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید..."



و صرف شام در باغ رستوران نعل اشکنه... اسکندرکباب به یاد اسکندر مقدونی!!





میرزاده خاتون از اینجا یه تعداد کاسه کوزه ی سفالی خرید برای مطبخ! یه قلک هم خرید که پول هامونو جمع کنیم، بعد بشکنیم اش و پولدار بشیم! :))))



در پایان باید بگم که: از من به شما نصیحت! حیفه آدم بره سفر و صبحونه ی بین راهی نخوره.



و بازگشت....


تو این سفر فرصت نشد بریم غار علیصدر ولی تا دلتون بخواد تو اتوبان، انسان های غارنشین دیدیم! از اونهایی که آشغالشون رو از پنجره ی ماشین بیرون پرت میکردند بگیر ،تا اونهایی که از سمت راست سبقت میگرفتند و اتوبان رو با کارتینگ اشتباه گرفته بودند و ...




  • امیر

سفرنامه

نظرات (۲۴)

سلااااااااااااام:)))رسیدن بخیر :))مرسی که با عکس های قشنگتون ماروهم همسفر خودتون کردید:))+پایان واقعا قشنگ بود(قسمت دیدن غار نشین ها)منظورم ءءء:)
پاسخ:
سلام , قابلی نداشت!
خب به سلامتی! :)

وای که من چقد عااااشق علیصدرم! ینی شگفت زده ترین آدمی که اونجا بود من بودم! از بس حال میکردم با محیط!! :))

ضمن تشکر و تایید حکیم بودن بوعلی سینا ، دیپلم افتخار ِ این پست رو به "راموس مندیبل" اهدا میکنم!! خیلی باحال بود :)))
پاسخ:
جالبه من هفت سال پیش هم که رفته بودم بخاطر تعمیرات و تاسیسات, غار مسدود بود و نشد داخلش رو ببینم.
سلام خیلی خوشحال شدم اومدین همدان
پاسخ:
سلام. اتفاقا ما هم خیلی خوشحال شدیم که اومدیم همدان!:))
برگشت عاشقانه تون رو تبریک می گم :)
 از همه بیشتر اون فروشگاه سفال رو خیلی دوست داشتم
پاسخ:
برگشت عاشقانه؟!!... من برم یه بار دیگه پستو بخونم ببینم چی نوشتم!
پس من الان مثال بارز عند ربهم یرزقون ام خخخخخخخ
چه سفر پرباری داشتین. خوشحالم بهتون خوش گذشته :)
پاسخ:
نرفتید سفر؟ خوب کاری کردی ! خیلی شلوغ بود.
به به همیشه به سفر و گردش. همدان چندباری رفتم اما از اون شهرهایی هست که آدم باز هم دلش میخواد بره. خوش برگشتین
پاسخ:
من اگه دوباره برم فقط میرم عباس آباد! دیدن مکان های تاریخی و آثار باستانی همون یه بار کافیه :)
  • خانم کاکتوس
  • نمی دونید چه خاطراتی رو برا من با این عکسا زنده کردید ، خدا اجر تون بده :) 
    انگار خودم قدم به قدم اومدم ، منم کلی سفال خریده بودم از اون دهکده با یه دونه از منشور های کوروش :) ، تفاهم من و خاتون فراونه :) 
    غار علی صدر نرید حالا حالا ها لطفا تا من بیام ایران و شما بیایید اون وری و یه سری هم به شهر ما که دو سه ساعتی با مهاباد فاصله داره بزنید :) 
    پاسخ:
    قابلی نداشت :)
    یعنی دقیقا اهل کجایی؟
    خیلی خوبه که از هر فرصتی واس سفر رفتم استفاده می کنید...
    پاسخ:
    سفر فواید زیادی داره که یکیش تجدید روحیه ست!
    سفر بخیرر
    من از هموناشم که غیرت بخرج داد خوده 4 روز رو موند خونه تا مسافرا بیان تو شهر و استان ما صفا!
    نامردا بقدری موریانه ای حمله کردن تمام ورودی ها و خروجیای شهر رو بستن
    پاسخ:
    من هم دلم برای مردم شمال میسوزه. خداییش تهرانی ها رو از هر طرف ولشون کنی میان اونجا! من هم اگه تجربه ی ترافیک رو نداشتم صد درصد میومدم
    هدیه توی وبلاگش با کلی سانسور حرف زده بعد شما قشنگ شفاف سازی کردی که ر  همون رضاست :)))

    تعبیر جالبی از انسان های غارنشین بود !
    پاسخ:
    ممنون که با گذاشتن این کامنت, راه رو برای هرگونه سانسوری بستی!
  • خانم هموستات
  • رسیدن به خیر
    من بی نهایت گنج نامه همدان رو دوست دارم البته که غار علیصدر یه مکان منحصر به فرد یا به قول همسفر ما: اااااااااااااااااااااااا اینجا عجب جاییه.یعنی کی اختراعش کرده!!!!!

    پاسخ:
    ممنون خانوم
    سلام
    خوردن مشروب حرامه
    برای بدن ضرر داره
    حتی یذرش
    خوردنش اشتباهه
    پاسخ:
    سلام, خب نخور
    سلام.. من تا حالا همدان نرفتم... حالا  ک شما عاشق رباعیات باباطاهر شدین من یه دوبیتی ک برام اومده منتسب ب باباطاهر براتون میذارم :))

    خوشا انان ک پاریس جایشان بی/درون کافه ها ماوایشان بی
    اگر گشتن چو بابا نیمه عریون/ خدا را شکر شلوار پایشان بی

    پاسخ:
    سلام, بگو ببینم شما هیجده ساله ت تموم شده که از این شعرهای هیجده پلاس میذاری؟ :)
    سلام آقای دکتر 

    من یه مدتی میشه که وبلاگتونو میخونم و از طرز نوشتنتون خوشم میاد مخصوصا زمانی که از هدیه جون مینویسین اون پستی که در مورد تولد هدیه جون بودو خیلی دوست داشتم 

    راستی خوشحالم که سفر بهتون خوش گذشته ایشالا همیشه به خوشی و شادی . 
    پاسخ:
    سلام خانوم
    ممنونم شما لطف دارید 
    رسیدن به خیر....
    چقدددد دلم برای همدان تنگ شده...ما خودمون اصالتا همدانی هستیم ولی تا حالا نشده برم غار علی صدر!!!
    ولی لالجین عالیه من همیشه میرم سفال و اینجور چیزا میخرم!
    پاسخ:
    برخلاف تصورم که فکر میکردم یه منطقه ی روستایی باشه، سفال فروشی های لوکسی داشت !
     خب من چیکار کنم ؟ باید از قبل با هدیه هماهنگ میکردین ! یه عمر درس خوندن نکته بین کرده ما رو :))) به قدری که از اون راموس خوشگل منحرف شد ذهنم !!
    پاسخ:
    بابا درس خون! :)))
    ابراز احساسات فراوان و ذوق مرگی وافر و خوشحالی بی حد و شادی شدید اللحن بخاطر پست بالا ...
    مرسی دایی حقیقی مهربون :)
    خیلی مرسی
    پاسخ:
    قابلت رو نداشت :) یه خواهرزاده که بیشتر نداریم.
    و اما کامنت مرتبط :
    اسکندر کبابو خوب اومدی کارت درسته :دی
    و اون تــُخ مرغ گوجه ! (به قول ما اصفونیا )  عجیب میچسبه اصن از تو همین عکس به من چسبید !
    بقیه عکسا هم خوب بود فرهنگی بود !
    با راموس مندیبل بسیار خنده شد 
    ببینم حج دایی ینی شوما اِز عوارضی دور زِدی دوبار عوارضی داده ی؟ D:

    در ضمن مام از همون عند ربهم یرزقون بودیم تازه من که تولدمم مسکوت بود فکر کنم یه جین حوری خدا واسم کنار گذاشت :)))
    پاسخ:
    خوشم میاد مثل خودم فوکوس میکنی رو تصاویر خوراکیجات :))) بیخود نیست که گفتند اولاد حلال زاده به داییش میره!! خخخخ
    هزار و پونصد تومن اونجا ضرر کردم.
    نمیخورم
    اما وظیفه داشتم به شما بگم
    هم بعنوان یه همکار
    هم یه مسلمون
    هم یه انسان
    پاسخ:
    هم بعنوان یه همکار، هم مسلمون ، هم انسان، یاد بگیر تو زندگی کسی دخالت نکنی.
    ما نرفتیم جای خاصی و عند ربهم یرزقونم نشدیم . من به لطف عملکرد همکاران شما دندون غولی شدم :||||

    همیشه به شادی :)

    پاسخ:
    اتفاقا تو به بهترین نحو ممکن تعطیلاتو گذروندی، خیلی هم دلت بخواد :))))

    سلام...

    دو سه ماهی میشه که جسته گریخته میخونمتون...

    راستش این مدت خواستم کامنت بزارم اما منصرف میشدم...بعد گفتم آدرس وب همسرتون رو بپرسم ازتون..گفتم فضولیه....تا این که همین الان به صورت غیر منتظره ای یافتم وبشون رو :))

    الانم فکر کردم که دیگه وقت اینه که استارت بزنم و روشن بشم :)

    خلاصه که از آشنایی با یک زوج دندان پزشک بسیار خرسند و خوشوقتم :)

    پاسخ:
    سلام، من هم خوشحالم از آشناییتون همچنین!
    من چرا آدرس وبلاگ ها رو گم میکنم؟دی:
    پاسخ:
    رضای همدونی هستی یا رضای مازنی؟ یه رضا هم داریم رفته انگلیس!
    من نمیدونستم جریان از این قراره و وقتی هدیه خانوم گفت به خاطر یه سری مزاحمتا و اینا متوجه نشدم دقیقا منظورش چی بود. دو تا کامنت طولانی دلخوری هم نوشتم از اینکه داره وبلاگشُ تعطیل میکنه...
    پس که اینطور!
    اتفاقا همین امروز داشتم وب دکتراحمدی رو میخوندم همچین جریان مشابهی به چشمم خورد، اونجا هم انتقاد صریح از اون آدمی که کامنت بی ربط گذاشته بود کردم.
    اینم دومیش، سومیشم فک کنم تو راهه.

    من اصولا دخالت نمیکنم تو بحثای بین نویسنده ها و مخاطبا چون خاموشم کلن! ولی یه جاهایی خب آدم حرصش میگیره دیگه..

    آقای آمر، خانوم آمر!
    شما فک میکنی این کارت الان مثلا امربه معروف بود؟! یعنی اینکه میگی شراب نخورید،حرام است، بد است ، جیز است یه نکته ناگفته بود که اگه شما ذکر نمیکردی همه در جهل مرکب میموندن؟! الان مسبب یه کدورت شدی خیالت راحته؟!
    یه جاهایی اولویتا رو گم میکنیم انگار! شما خودت ببین کجای کارت میلنگه... این روزا هرکی فقط به خودش برسه و نفری دو تا ایرادمونُ رفع کنیم دنیا بهشت میشه..

    آمر، قرار نیست ما چیزی رو به هم دیکته کنیم..امر کنیم..آمر! قرار نیست

    من رضای مازرونیمه شما مره نشناسنی
    =من رضای مازندرانی هستم شما منو نمیشناسین دی:همون رضای خل مازنیم ولی میتونی رضایی که رفت انگلیسم حسابم کنید
    راستی از همشهری من چه خبر کامنتی ازش اینجا نمیبینم تو این پست!
    پاسخ:
    تو خل نیستی .اصلا تو  از همه ی رضاهایی که میشناسم عاقل تری!

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی