نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

در یکی از افسانه های اساطیری یونان، روایت شده که  پاندورا (نخستین زن ) درِ جعبه ای که گفته شده بود نباید باز کنه، باز کرد و همه ی مصیبت ها روی زمین پراکنده شدند، فقط امید باقی موند تا تسلای بشریت باشه. سوال این جاست که اگه امید چیز خوبی بود، توی جعبه کنار همه «مصیبت های زمین» چی کار می کرد؟ 

امروز لابه لای کتاب های قدیمی، یه نوشته پیدا کردم از احتمالا چهارده پونزده سالگیم ،  روش مصمم نوشته بودم: 《یه روز دنیا رو عوض کن !》 چرا فکر می کردم میتونم دنیا رو تغییر بدم؟ غلط اضافی! دنیا یه تردمیل بزرگه. ما نمی رسیم، فقط می دویم. و این خیلی غم انگیزه. چون اگه هم ندوی ممکنه بیفتی و دندون هات خرد و خمیر بشه و بقیه اعضای بدنت هم به دنبالش.  اینکه سربازها وزیر میشن فقط توی اون صفحه ی چهارخونه ی سیاه و سفیده. در واقعیت زندگی هیچ سربازی که یه خونه ی سفید و بعد یه خونه ی سیاه جلو رفته وزیر نمیشه. زندگی یه سیستم منطقی داره، اونم «انتخاب طبیعی»یه. قوی تر ها انتخاب میشن و ضعیف تر ها باید برن کشک شون رو بسابند. و ما انتخاب نمیکنیم که سرباز باشیم، یا وزیر ،یا تماشاچی. ما فقط باید روی تردمیل خودمون خوب بدویم.


  • امیر

نظرات (۱۰)

  • شهریار صامت
  • دقیقا همینطوره..
    وبتون دنبال شد..

    درسته اما همیشه صدق نمیکنه!

    اگه قرار بود که سرباز , سرباز بمونه پس چرا کسایی هستن که میبینیم از هیچی به همه چی رسیدن؟

    ولی جدا از این بحث در آستانه ی پدر شدن شگون نداره ناامید باشید آقای دنتیست...


    نگاهتون رو اصلا نمی پسندم

  • هولدن کالفیلد
  • اگه روی کاغذه نوشته بودی "خودم رو عوض کنم" الان خیلی جلوتر بودی!
    البته اینم هست که اگه ما 14-15 سالگیمون بینش به این عمیقی داشتیم که الان اصلا وضعمون این نبود :| یک سری نوجوون بودیم با یه سری رویای بزرگ که اومدیم رو تردمیل همش شیفت دیلیت شد :|
  • Lifearoundme و بعد با ا
  • این تصور حتی اگه درست هم باشه دوسش ندارم و ترجیح میدم تلاش کنم از اون جایگاه سربازی به وزارت برسم حتی اگر تلاش عبث باشه 
    حداقل اش اینه که تلاشم رو کردم و جای واسه گلایه از خودم باقی نذاشتم

    خب دنیا رو نمیشه تغییر داد ولی میشه توی این زندگی بقول شما تردمیل گونه یه طفیلی خالی نباشیم . 
    نوشته تون جالب بود و تامل برانگیز . 

    پاندورا، اسم  یکی از خداهای یونانیه، اولین زن روی زمین. آلسو اسم یک جعبه. معنیش ینی تمامی نعمتها. میگن هفائستوس، به دستور زئوس "پاندورا" رو از آب و گل ساخت و هرکدوم از خداهای المپ، نعمتی به پاندورا دادن، مثل زیبایی، موسیقی و ... . در نهایت زئوس به پاندورا یه جعبه میده، تا به انسانها هدیه بده و البته ازشون بخاد که هیچ وخت درِ این جعبه رو باز نکنن. جعبه قبل از رسیدن به دستِ هر انسانی، توسط خودِ پاندورا باز میشه و بدبختی ها و رنج های انسانی مثل بیماری،جنگ،فقر و... در دنیا پراکنده میشن. تهه این جعبه "امیدواری" بوده. اون توی جعبه میمونه تا تسلای بشر باشه.

    امیدواری، بدترینِ بد هاست. نیچه در کتاب "انسانی، زیادی انسانی" اینجوری میگه که :وختی پاندورا درِ خمره را گشود و شرارت هایی که زئوس در آن گذاشته بود به پرواز در آمد یکی از شرارت ها یعنی امیدواری ، توجه کسی را جلب نکرد. از آن زمان انسان ها آن خمره را که پر از امیدواری است، گنج و بزرگترین سرمایه ی خوشبختی میدانند. و این بزرگترین اشتباه است. زیرا فراموش کرده ایم آرزوی زئوس برای انسان ها، رنج کشیدن بود.امیدواری بدترینِ بدهاست، زیرا رنج انسان ها را تمدید میکند.

    +من با نیچه موافقم، شما ولی دنبال همونی باش که نوشته بودی.

    :)

    چی بگم خب؟
    خیلی جالبه که نوشتید اول دندونامون خرد میشه :دی
    نه خب ...
    دنیا رو افکار ما میسازه ... افکار تغییر کنن دنیامون هم تغییر میکنه ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی