نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

مونده بودم براش آزمایش HIVبنویسم یا نه... از طرفی قیافه اش داد میزد که چه کاره ست، از طرفی هم وجه متمدن شخصیتم میگفت از روی ظاهر آدمها قضاوت نکن. 

گرافی ها رو نگاه کردم و گفتم نوبت بگیرید برای جراحی، برای روکش ایمپلنت هم یکی از همکارهامو بهتون معرفی میکنم...

فرزاد رو معرفی کردم.
گفت دکتر خوبیه؟
گفتم بله، ایشون متخصص پروتز و از بهترین های این رشته هستند.
گفت نه، منظورم اینه که تمیزه؟ ک.ا.ن.د.و.م  ماندوم استفاده میکنه؟ !!!
همزمان چشمهای خودم و نرس
ام گرد شد!...خوشبختانه فوری سوء تفاهم رو برطرف کرد. اشاره کرد به روکشهای لاتکسی یونیت و گفت:منظورم از ایناست.

به هرحال من جواب خودمو گرفتم.
دنیای ما آدمها متاثر از شغل ماست. ما معمولا اشیاء رو به شکل چیزی می بینم که بیشتر باهاش سروکار داریم.  مثل من که وقتی یه "پیچ" افتاده بود کف اتاق خوابمون، به هدیه گفتم مواظب باش "ایمپلنته" نره تو پات!...پس این بنده خدا هم تقصیر نداشت که روکشهای یه بار مصرف یونیت رو به شکل ک.ا.ن.د.و.م ببینه!


دفترچه رو گرفتم و بی معطلی براش تست وسترن بلات نوشتم.

  • امیر

نظرات (۶)

  • گمـــــــشده :)
  • :|
    خیلی خندیدم. عالی بود  ! به فرزاد گفتی ؟
    پاسخ:
    صبح براش تعریف کردم. قول داد که استفاده کنه :))
    جواب به کامنت بالایی :)))

    ادم گاهی نمیدونه واقعا در برخورد با بعضی بیمارا چی باید بگه... :/
    خخخخخ عجب دیوونه ای بود
  • باران میم
  • :|
  • قاسم صفایی نژاد
  • تاثیرات شغل خیلی زیاده رو آدمی :D
    من سال 87 و 88 ویراستاری میکردم، هنوز که هنوزه، کوچکترین غلط املایی رو حتی تو زیرنویس تلویزیون هم می بینم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی