نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

۱.سال نود و پنج هم گذشت. سالی که با همه ی سال های زندگیم زمین تا آسمون فرق داشت. نود و پنج با تولد کیان، سالی بود پر از هیجان و تغییر که واقعا هر لحظه اش بی نظیر بود. امیدوارم نود و شش هم برای همه سالی باشه پر از لحظات خوب بی نظیر.


۲.هیچ تصویری تو بهار برای من لذت بخش تر از تصویر شکوفه های درخت ها نیست. چندروز پیش هم بچه رو بغل کرده بودم و میخواستم کنار درخت ها یه سلفی پدر و پسری به ثبت برسونم که در همون لحظه کیان یکی از شکوفه ها رو کند و برد سمت دهنش! نمیدونم چند تا گلبرگشو قورت داد ولی بقیه شو به سختی از دهنش درآوردم. بماند که حسابی شاکی شد که خوراکیشو از دستش گرفتم…کسی نمیدونه عوارض گل خوردن چیه ؟ نکنه از تیم ملی بیرونش کنند؟ :))


۳. امشب نماینده‌ی دانشجوها یه پیام برام فرستاد. یه واژه‌ای تو پیامش بود که خیلی ذهنم رو مشغول کرد. به خانمم نشون دادم و دوتایی کلی فکر کردیم تا بفهمیم «نشروعیده» رو چه‌طوری باید خوند؟ معنیش چیه؟  به زبون خاصی نوشته؟ اشتباه تایپی بوده ؟ .‌‌..   آخرش فهمیدیم «نشروعیده» یعنی «شروع نشده» ! اینم از ادبیات دانشجوهای دهه هفتادی :))


۴. قریحه ی طنزم نسبت به گذشته سیر نزولی داره ، ولی این پست رو نوشتم به یاد اون قدیم ها که پست های چندگانه می نوشتم. 



  • امیر

نظرات (۸)

نشروعیده :))

من چند باری مجبور شدم به استاد راهنمام اس ام اس بزنم، اما از بس حواسم بود رسمی باشه اس ام اس ُ سوتی ندم، که گند زدم هر بار D:


+ به یاد قدیم ها بیشتر بنویسید :)

۲. خدا حفظش کنه :-) وجودش پربرکت باشه :-)
نشروعیده که خیلی رایجه داداش. حتی مورد نتمومیده هم داشتیم ما ! :)))


همیشه خوش باشید سه تایی ^_^ چه بسا در سالهای اتی ٤تایی و ٥تایی :))))
چون جواب کامنت نمیدین من کامنت نمیزارم!
آیکون قهر !!!! :دی
چقدر دلم تنگ شده بود واسه اینطور پستایی...
حس میکنم بیشتر از شما و هدیه با وبلاگاتون خاطره دا رم   از دوران دانشجوییتون گرفته تا عروسیتون تا قبولی تخصصتون تا بچه دار شدنتون همراهتون بودیم. خیلی کم کامنت میدادم ولی حس میکنم این وبلاگا بخشی از زندگیم شدن بعضی وقتا اینقدر دلم براتون تنگ میشه ک یادم میره اینجا دنیای مجازیه و شما رو تا حالا از نزدیک ندیدم ...بعضی وقتا. سر نماز اوین کسایی ک یادم میوفتن شمایید...وچقدر بده اگه یک روز بیخیال وبلاگاتون بشید.....
انشالله خبر دانشگاه رفتن اقا کیانو هم اینجا میبینیم :)))
سال نوتون مبارک باشه . اخی بچه از گلهای رنگی رنگی خوشش اومده بود . خداییش منم نشروعیده رو نتونستم بخونم . یادمه یه بار یه جایی یکی تعریف میکرد که مقاله ای رو برای استادش ایمیل کرد و متقاعبا استاد هم بهش ایمیلی زد و گفت متن مقاله خوب بود ولی با توجه به اینکه از علائم "..." و "!" بیمورد استفاده کردین باهاش موافقیت نشد . برید سراغ یه موضوع دیگه . اون ایام بنده خدا وبلاگ نویس بود و یه جورایی جو سه نقطه های الکی بدجوری داغ بود . اونم تو تایپ مقاله فرت و فرت سه نقطه و ! گذشته بود . حالا نشروعیده ... جالب بود . کیان خیلی ناز شده . خدا از چشم زخم دور نگهش داره . 
  • هولدن کالفیلد
  • گل خوردن رو نمیدونم، گل بزنی میری فضا :|
    چقد مثه باباها نوشتی :) 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی