نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

رفته بودیم مراسم ترحیم مادر سیاوش. وقتی مراسم تموم شد، دورتر از جمعیت قدم میزدم و تاریخ‌های نوشته شده روی قبرها رو می‌ خوندم. هزار و سیصد و سی و یک ،‌ هزار و سیصد و پنجاه و دو ، هزار و سیصد و نود و سه ....  همینجور می‌خوندم که یادم افتاد مرده های ما اکثرشون تو بهشت زهرا دفن شدن‌. این قدر که بعضی قطعه ها هست که فامیل ها و دوست هامون مهمونی دوره برگزار می کنند از بس زیاد شدن! هر وقت دلمون هوای عمو حسین، بابابزرگمون و آقا مهدی رو میکنه می دونیم اون جا خوابیدن. اما همیشه با دیدن یه اسمی که با رنگ سفید و نستعلیق زپرتی روی یه تیکه فلز سیاه نوشته، دلمون به هم می خوره و از دیدن اون پارچه قهوه ای بته جقه ای و دیدن جماعتی که منتظر عزیز بی جان شون هستن، سرگیجه می گیریم. با خودم فکر میکنم چه شَدیده این جا مردگی کردن... بعد میگم من اگه مردم، منو این جا خاک نکنید و تز امام زاده طاهرم رو میدم باز! البته امروز خیلی تصادفی سر از پرلاشز  ویکی پدیا درآوردم و تصمیم گرفتم همین جا اعلام کنم که اگه راهم دادن، تو پرلاشز منو خاک کنید که خیلی باحال تره!  قبل تر، پرلاشز برای من فقط یه اسم بود که قبرستون بود و هدایت اون جا خوابیده بود. گیرم که اسمش چون "پ" و" ل" و "ش" داشت خوش آوا هم بود. یه‌کم هم آدم رو یاد خودکشی می انداخت ! بعد دیدم که به به!  پروست هم توی قطعه هدایته! خودتون برید نقشه اش رو ببینید. حالا گیرم که پروست سی سالی زودتر از هدایت خان اون جا خوابیده! ما هم یه صد سالی دیرتر می خوابیم. توفیرچندانی نمیکنه. 



  • امیر

نظرات (۲)

آقا اولا که دور از جون فعلا!
بعد به نظر من گورستانای خارجکی ها ترسناکن یه کم! درختای بزرگ و خیلی قدیمی و بلند و صدای ترسناک  کلاغ ها و مه! اینه تصور من ازشون :دی
دور از جون آقای دکتر
من به خانوادم میگم اگر مردم منو ببرین ولایت مامانم اینا. تو چشم خودم میگن کورخوندی نمی بریمت!!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی