نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

_آهسته بلندش میکنم که ببوسمش. گازم میگیره. هیچ منتظر نیستم گازم بگیره. آمادگی گازگرفتگی ندارم. گاز میگیره وحشی الاغ. به قول مامانش ؛گاز تفریحاتی محبت آمیزانه میگیره! بی‌خیال بوسیدنش میشم. سرش رو میذاره روی سینه ام. پسر کوچولوی شیطونم که حالا مثل گلدون سر تاقچه به وجودش خو گرفتم.

_داشتم تو Evernote خاطراتم رو می‌خوندم،پنج سال پیش که دانشجوی تخصص بودم یکی از آرزوهام این بود که درآمدم ماهیانه ام بالای سه میلیون تومن باشه.اصلا یادم نبود.

_هنوز هم وقتی میخوابی نگاهت میکنم، فکر میکنم به اینکه رویای داشتنت چند سال، روز و شبهای من رو پر کرد. به اینکه چقدر دیدن چهره ی خفته ات بر بالش کناریم هنوز خوشحالم میکنه... باورم نمیشه که یک ماه دیگه همخونگیمون یک سال پیرتر میشه. به همین زودی. 


_خوبه. خوبم. همه خوبیم. یواشیم با اینکه در عجله‌ایم. ما همیشه وقت نداریم. خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنید وقت نداریم. همیشه همینه. 


  • امیر

نظرات (۴)

چقدر این مدل پستای چندگانه دلچسبن.
خدا پسرچه و مادرشو که البته میشه یار شما رو حفظ کنه براتون..
یه عکس از این گلدون تپلی سر تاقچه میذاشتی بی انصاف
:)))))))))))) گاز میگیره :))) چقدر خندیدم من 
خدا حفظش کنه 
ینی واقعا پنج سال پیش شما دانشجوی تخصص بودین؟؟
آخه من یادمه با وبلاگتون که اشنا شدم تازه داشت عمومیتون تموم میشد...

وای مگه من چند سالمه آخه؟ :((( چه وعضشه؟ چرا انقد سالها زود میگذره خب؟