نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

نفس عمیق

نفس هایی هست، که فقط در حضور تو عمیق اند

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

1ـ گفتم حالا که همه کارنامه میذارند منم کارنامه بذارم!

انصافا این ترم انقدر خوب و عالی درس خوندم و امتحان دادم که جا داره بابام برام دوچرخه بخره :)))


2ـ پریروز رفقام تو پاویون جمع شده بودند و درباره ولنتاین صحبت میکردند (واقعا، إنَّ الانسانَ لفی خُسر!) منم نشستم و بخشی از تجربیات ولنتاینی ام رو در اختیارشون قرار دادم... دیگه فقط داشتند به شوخی های من میخندیدند! (باور کنید دوست ندارم آدم خاص جمع های پسرونه باشم ولی هستم... دوست دارم آدم خاص جمع های مختلط باشم ولی نیستم) رفیقم 32 ساله ست و اعتقاد داشت خرج ازدواج بالاست و مگه آدم دیوانه ست که تو این دوره زمونه زن بگیره. بهش گفتم باور کن انقدر که دوست دختر خرج داره،زن و بچه خرج نداره. ولنتیان و تولد و اسپندگان و عید و روز دختر و سالگرد دوستی و هفته دفاع مقدس و...! :دی

بهش آدرس مغازه عروسک فروشی دادم که بره برای دوستش عروسک بخره. امروز میگفت رفته اونجا و  از دختر فروشنده خوشش اومده و بهش شماره داده  .... :/  



پ.ن: خلاصه اینکه، از تو ولنتاین براتون زن/شوهر درنمیاد. برید عمره ی دانشجویی ثبت نام کنید،اونجا یک جوان مومن و برازنده برای خودتون پیدا کنید!


  • امیر

باید اعتراف کنم که لذت خوندن هیچ کتابی برای من برابر با خوندن پاورقی هاش نیست. عاشق این کتاب هایی ام که حاشیه هاشون انقدر زیاده که برای متن اصلی فقط چهارخط جا تو صفحه باقی مونده! از این پاورقی های تودرتویی که ساختار پاراگراف هاش نامشخصه و نویسنده اش به هیچ عنوان ملاحظه ی حال و حوصله خواننده رو نمیکنه. به خصوص کتاب های ترجمه شده که مترجمشون ذاتا خاصیت وراجی داره و موضوع مورد نظر طوری از دستش دررفته که قابلیت پیگیری بحث رو از خواننده گرفته...من عاشق اینجور کتاب هام :دی

#معرفی کتاب #دموکراسی یا دموقراضه





پ.ن: یه چیزی که از اینستا دوست دارم همین hashtag گذاشتنه :))


  • امیر